دامان آلوده

سال‌ها قبل، استادی داشتیم که عبایش به گناهی آلوده شده بود، ما که آن‌روزها هنوز سرمان به این و آن گرم بود و نمیدانستیم که اسیرِ هیجانات نباید شد دنبالِ داستان افتادیم که سر از ماجرا در بیاوریم! تا اینکه روزی مغموم و دلگیر از سیاه شدنِ دنیایِ شیرینی که او ساخته بود برایمان به استادی دیگر پناه بردیم، و گله و شکایت که آخر چرا؟! او حرف قشنگی زد، گفت خدا دو فرشته نشانده روی دوش هرکس که خوب و بدش را مینویسد، پس شما چرا دیگر مینویسید؟!

ادامه مطلب
اگه آلزایمر بگیریم چی؟

ما آقاجون نداشتیم بهمون درس اخلاق بده، یا از اون مامان‌بزرگ‌ها که حرفای باکلاس بزنه! میگن بابابزرگ چشم رنگی بود، سیگار زیاد میکشید، ازینا که عشقِ طالقانی بود، اهل مسجد و منبر هم نبوده، اما تا جایی که من یادمه مامان‌بزرگمون روضه‌ رفتنش ترک نمیشد، ازون حاج‌خانم‌هایی ‌که آدم قربونِ گل‌های چادر نمازش میشد، انقلابی بود، سال هشتاد و چهار هم کلی تو صف وایساده بود به احمدی‌نژاد رای بده، نمیدونم چطور پنجاه سال با هم زندگی کردن این‌ها…

ادامه مطلب
رسم پروانگی

« ندیده ها عاشق ترند » گویی ربِ عالَمِ وجود، بنای خلقت را بر عدمِ شهود گذاشته است، که در این دنیا چشم های مخلوقی که خالق ندیده انگاری اجر و ثوابی بدون حساب دارد و هستی همه اش بر همین منوال است. ما مثال از این معجزه زیاد دیده ایم، و تو گویی اینها را از اولِ ابد تجربه کرده ایم و…

ادامه مطلب
روز موعود
ادامه مطلب
ما ایستاده‌ایم
ادامه مطلب
رمضان ماه عبادت

  ماه رمضان، ماهِ عبادت است

ادامه مطلب